اي کساني که ايمان آورده ايد هر کس از شما از دين خود برگردد خداوند در آينده جمعيتي را ميآورد که آنها را دوست دارد و آنها نيز متقابلاً خدا را دوست دارند، و در برابر مؤمنان خاضع و متواضع، و در برابر کافران نيرومندند.» چنين روايت کرده است: هنگامي که از رسول خدا(ص) دربارة اين آيه سؤال کردند، حضرت دست مبارک خود را بر شانة سلمان زد و فرمود: «اين و ياران او و هموطنان او هستند» يکي از عناوين بارز ايرانيان که از دوران رسول اکرم(ص) و تاريخ صدر اسلام تاکنون در نزد مسلمانان شهرت بسزايي داشته و از مهمترين، و معروفترين عناوين مردم ايران به شمار ميرفته است، نام «فارس» ميباشد
ايران، تنها كشور اسلامي جهان است كه مذهب رسمي آن تشيع است و بزرگترين جمعيّت شيعي جهان را در بر دارد. این کشور با 1.648.195 كيلومتر مربع وسعت، شانزدهمين كشور جهان، در جنوب غربي آسيا ميان مدارهاي 25 تا 39 درجة عرض شمالي و 44 تا 63 درجة طول شرقي جاي گرفته و جزو كشورهاي خاورميانه است. ایران از شمال با جمهوري تركمنستان، درياي مازندران، جمهوريهاي آذربايجان و ارمنستان (جمعاً 2013 كيلومتر آب و خشكي) هممرز است؛ از شرق با افغانستان (945 كيلومتر) و پاكستان (978 كيلومتر) مرز خشكي دارد؛ از غرب با تركيه (486 كيلومتر) مرز خشكي و با عراق (1609 كيلومتر) مرز خشكي و آبي دارد؛ در جنوب از گواتر در درياي عمان تا اروند رود (شطّ العرب) در خليج فارس داراي 2043 كيلومتر مرز آبي است.
هدف مقالة حاضر تبيين و واکاوي جايگاه موعود و انديشه موعودگرايي در ميان اديان ايراني، به ويژه دين زردشتي و به تبع آن دين مانوي و مزدکي است. شرح مبسوطي از تمام آنچه در ميان متون کهن اين اديان و نيز پژوهشهاي نويني که سعي در بازشناسي مباني اساسي و انديشهاي آنها داشته اند، پيش از اين در مقالهاي در همين نشريه در اختيار علاقمندان قرار گرفته است،2 ليکن در اين سطور به ارائة شمّهاي کلان و کلّينگر به چرايي، چگونگي و فلسفة حضور موضوع ظهور منجي در اين اديان خواهيم پرداخت.
«ستايش خداي را که مرا بعد از آنکه حق را انکار مينمودم، به دين خود هدايت فرمود، چه آنکه من آتش کفر را شعله ور ميساختم و آن را بالا ميبردم و از آن بهرهاي داشتم تا اينکه خداي عزّوجلّ محبّت تُهامه (يعني سرزمين مکّه) را به دلم انداخت. پس در حالي که گرسنه و تشنه بودم، قومم مرا طرد کرده بودند، دستم خالي بود، مرکبي نداشتم که بر آن سوار شوم و مالي در دستم نبود که مرا توانايي بخشد، بيرون آمدم و حالم آن گونه بود که بود، تا به حضور رسول خدا(ص) شرفياب شدم و آنچه را که ميدانستم شناختم و علائمي را که دربارة رسول خدا اطّلاع داشتم، ديدم. پس خداوند به وسيلة او مرا از آتش نجات داد و در دنيا به آن معرفتي که به وسيلة آن به دين مبين اسلام داخل شدم، رسيدم.
راز ماندگاری ایران و اوّلين تمجيدها از ايران و ايرانيان
تجليلهاي رسول خدا(ص) از سلمان فارسی و هموطنان وی، به مناسبت نزول آيات شريفة 54 مائده، 133 نساء، 89 انعام، 5 اسراء، 198 و 199 شعراء، 38 محمّد(ص) 16 فتح، و 3 جمعه، كه كتب حديثی و تفسيری شيعه و سنّی آن را نقل كردهاند، همه و همه انگيزهای جز جلب توجّه امّت اسلام به نقش خطير ايرانيان مسلمان در تاريخ، و نيز تحريض رجال مستعدّ ايران به اجرای هر چه بهتر نقش سترگ خويش در طرح كلان تاريخ بشر نداشته است؛ نقشی كه امروزه نيز پس از گذشت 15 قرن از عصر بعثت، آگاهان منصف به تاريخ تمدن اسلامي در شرق و غرب جهان بر آن مهر تأكيد میزنند.
مردم از آن حضرت پرسيدند يا رسولالله اين خواب را شما چگونه تعبير فرمودهايد؟ فرمود: «تعبير خواب من اين است که عجم، هم در دين شما داخل خواهد شد، و هم در خون و نسب شما يعني: هم به دين شما ايمان خواهد آورد، و هم با شما ازدواج خواهند کرد و خونش با خون شما مخلوط خواهد شد». مردم با تعجب پرسيدند: يا رسولالله، عجم دين اسلام را خواهد پذيرفت و در خون ما با ما شريک خواهند شد؟! فرمود: «آري. اگر ايمان به ستارة پروين آويخته باشد، مردماني از عجم بدان دست خواهند يافت.»
در روايت ديگري نيز در همين زمينه از رسول خدا(ص) چنين روايت شده است که آن حضرت فرمود: «نزديک است که عجم در ميان شما فراوان گردد و خدا آنها را چون شيري پر جرئت کند که فرار نکنند و در صحنة نبرد با شما پيکار کنند و غنيمت شما را بخورند». دربارة حوادث مربوط به آخرالزّمان، رواياتي از ائمة طاهرين(ع) بازگو شده است که ممکن است بتوان آنها را با حرکت اسلامي و انقلاب عظيم ايرانيان و مبارزة آنها با اعراب در پيشاپيش ظهور حضرت ولي عصر(ع) تطبيق نمود. در زير به چند نمونه از اين روايات اشاره ميكنيم
ظاهراً علّت اينکه «ايرانيان» نيز در تاريخ پرافتخار اسلام به نام «موالي» ناميده شدهاند براي يکي از دو جهت بوده است؛ يا بدين لحاظ که چون پس از رحلت رسول گرامي(ص) سياست نارواي تبعيض نژادي و برتري عرب بر عجم در جهان اسلام آغاز شد و مسلمانان غيرعرب، ناچار بودند براي فرار از آن تبعيضهاي ناروا، خود را به يکي از قبائل عرب وابسته کنند و مولاي آن قبيله به شمار روند، به آنان «مولي» گفته شده، يا اينکه چون هنگام فتح سرزمين پهناور ايران، تعدادي از اعضاي خاندان سلطنتي اين کشور به اسارت درآمدند و به مدينه آورده شده و در آنجا با عنايت ويژة مولاي متقيان اميرمؤمنان(ع) آزاد شدند لقب «موالي» يافتند.
در توحيد صدوق از ابي هاشم جعفري روايت شده است كه گفت : از حضرت ابي جعفر ثاني (ع ) سئوال كردم كه : معني واحد چيست حضرت فرمود : الذي اجتماع الالسن اليه بالتوحيد كما قال الله عز وجل : « ولئن سالتهم من خلق السموات والارض ليقولن الله » . معني اينكه خدا واحد است اين است كه او آنچنان كسي است كه همه زبانها نسبت به او يكي هستند و به توحيد او اجتماع و اتفاق دارند چنانكه خداي عز وجل فرموده است : « و اگر بپرسي از ايشان كه چه كسي آسمانها و زمين را خلق كرده است هرآينه مي گويند : البته خدا » اين حديث دلالت مي كند بر اينكه توحيد « الله » در ذات و صفات مورد اتفاق همگان است .