| میدانیم، سفیانیها, حسنیها, نفس زکیهها5 و … متعددی در دوران معاصر معصومین بودهاند این موجب پیدایش این سؤال شده است که آیا اینان از اخبار آخرالزمان سوء استفاده کرده, خود را چنین نامیدهاند، یا اخبار همینها را منظور داشتهاند! پس آیا موعد این نشانهها به سرآمده، یا تفصیلی در کار است؟!دهها سؤال ریز دیگر ذیل این فروض مطرح میشود که در مجموع نحوة پاسخ به آنها تأثیر شایان توجهی بر دامنة گردآوری اخبار مربوط به آستانة ظهور مینهد.
اگر به هر تحلیل، قسمی از اخبار را مربوط به وقایع تاریخی گذشته بدانیم دیگر آنها اخبار غیبی آینده نیستند و در کشف مختصّات ظهور نقشی ندارند و به کار نمیآیند.به بیان دیگر باید پرسید آیا هر جا سخن «رایات سود؛ پرچمهای سیاه» یا «خروج سفیانی» و مانند آن است، نشانة ظهور قائم است؟ اگر پاسخ مثبت باشد دامنه گردآوری روایات آخرالزمان زیاد میشود و البته تعارض و ناسازگاریهایی هم رخ مینمایاند که حلّ آنها آسان نیست.
برای نمونه دربارة خروج خراسانی و پرچمهای آمده از خراسان, در روایاتی ذمّ شده و در روایاتی مدح!6 در روایاتی موجب سقوط بنیعباس معرفی میشود و در روایاتی به عکس!7 یا دربارة پرچمهای سیاه، سه دسته روایت وجود دارد: الف) روایاتی که هیچ اشارهای به قائم نداشته و مطلق است.ب) روایاتی که نام بنیعباس و بنیامیه را با خود دارد.ج) روایاتی که از فرج یا امام مهدی(ع) در آن خبر داده شده است.8اگر هر سه را جمع کرده مکمل هم بگیریم و نشانة ظهور تلقی کنیم پهنة وسیعتری رخ میدهد و البته باز تعارضاتی رخ مینمایاند. در یک روایت میفرماید: «ولو روی برف باشد خود را به آنها برسانید».9 اما در دیگری میفرماید: «هیچ کاری نکنید!»10
پرسش دیگر اینکه آیا «پرچمهای سیاه» و پرچمهای خراسان» یکی هستند یا دوتا؟ پاسخ به مثل این پرسشها نیز در دسته بندی روایات تأثیر عمده دارد.
ج ـ جداسازی نشانههای منسوخ شده: در بین آنچه از دو فیلتر قبلی گذشته و آخرالزمانی ماندهاند، احتمال دیگری پیش میآید و آن اینکه ثبوتاً معتقدیم «بداء» در امر ظهور نیز، مثل هر تقدیر الهی دیگر قابل رخ دادن است اما اثباتاً هم اخباری در دست است که این بداءها را نشان داده است (مثل روایات گذشته دربارة سال 70، سال 140 و …) حال پرسش اساسی این است که، وقتی قرار» سال 140 بوده است ائمه هدی(ع) نشانههایی برای آن ذکر کردهاند حال که به تأخیر افتاده است تکلیف این نشانهها چیست؟!11
آیا آنها هم منتقل شدهاند یا آن نشانهها رخ دادهاند اما اتفاق فرج یا ظهور با آنها رخ نداده و از این رو از اول تاریخ نبودهاند و نشانة ظهور بودهاند لکن الان دیگر تاریخیاند و زمانشان سپری شده است؟
آیا میتوان ادعا کرد نشانههایی که از امامان قبل از بداء در دستمان است و در اخبار امامان بعدی تکرار نشدهاند، توسط بداء منسوخ شده و نشانههایی که تکرار شدهاند باقی هستند؟!برای نمونه، دربارة برخی نشانهها تا امام کاظم(ع) روایت در دست است اما از امام هفتم به بعد، ذکر نشده است اما برخی نشانهها مثل اخبار سفیانی تا امام دوازدهم تکرار شدهاند. مقابل این ادعا این است که تکرار وجه انحصاری برای ماندگاری یا منسوخ شدن نشانه نیست زیرا همة اخبار اهل بیت(ع) به ما نرسیده است و این احتمال هست که تکرار نشانهها در کلام امامان بعد به دست ما نرسیده باشد.
از این رو اگر علامت در کلام امامان آخر تکرار شده که مسلم است همچنان برقرار است اما غیر از این سیاق پیش از بداء نیز درخور توجه است. از سیاق اخبار گاهی نوعی ملازمت بین ظهور و علامت فهمیده میشود و گاهی فقط نوعی مقارنت. ملازمت را میتوان از تعابیری مثل: «ظهور اتفاق نمیافتد مگر…»، یعنی «نشانههای حتمی ظهور» فهمید. اگر چنین سیاقی در روایت باشد، ولو در کلام امامان بعد تکرار هم نشده باشد همچنان باقی است و منسوخ نشده است.
همچنین اگر نشانهای رخ داده، ولی انطباق اجمالی دارد و شاهدی بر تکرار این علامت برای ظهور وجود دارد، باز هم منسوخ نشده است و تنها در صورتی که نشانه رخ داده و هیچ شاهدی هم بر تکرار نیست آن علامت منسوخ شده است. برای نمونه روایات پرچمهای سیاه پس از امام صادق(ع) نقل نشده است یعنی از سال 140 ـ که بداء در ظهور بوده ـ به بعد تکرار نشده است و از سویی مظان انطباق با پرچم عباسیان (که آنها را مسودّه و سیاهجامگان مینامیدند) که حدود سال 130 ق. رخ داد هم دارد. اما به رغم عدم تکرار و شباهت با خروج عباسیان باز نمیتوان گفت روایات پرچمهای سیاه برای ظهور قائم(ع) علامت نیستند و منسوخ شدهاند، چون روایاتی در دست است که از دو پرچم سیاه در تاریخ خبر میدهد: مثلاً رسول الله(ص) فرمود:
پرچمهای سیاه بنیعباس از مشرق بیرون میآید و پس از مدتی بیرقهای سیاه کوچکی از مشرق آشکار میشود که با مردمی از فرزندان ابوسفیان و یارانش میجنگند و از مهدی پیروی میکنند.12
همچنین روایتی دیگر بدین مضمون که، دو پرچم سیاه از خراسان هست: یکی برای بنیعباس و یکی صاحبان آن پرچمها کلاه سیاه و لباس سفید بر تن دارند و جلودارشان مردی به نام «شعیب بن صالح» است که قیام او تا واگذاری حکومت به مهدی 72 ماه است.13
اگر این دو روایت را معتبر بدانیم، به رغم اتفاق افتادن پرچمهای سیاه قبل از سال 140 ق. هم نمیتوان حکم به منسوخ بودن آنها کرد.
پدیدآورنده: محسن قنبریان
پی نوشت
۶. ر.ک: الغیبه، نعمانى، باب 14، ص 283.
7. ر.ک: همان، ح 18، ص 267.
8. ر.ک: تحلیل تاریخی نشانههای ظهور، مصطفی صادق، گفتار اول از فصل دوم.
9. معجم الاحادیث الامام المهدى، ج 1، ص 389.
10. الفتن، نعیم بن حماد، ص 109، ح 558.
11. این بخش برای پیش فرض شایعی است که فرج و ظهور را یکی می داند.
12. الفتن، ابن حماد، ص 213.
13. همان. |